انجمن مجازی معلمان ایران
تاریخ : یکشنبه 28 تیر 1394
نویسنده :
تاریخ : شنبه 20 دی 1393
نویسنده : انجمن مجازی معلمان ایران

فرزندتان را دست کم نگیرید. جاه طلبی و آرزوهای بزرگ، یکی از پیش شرط ها برای رشد سریع و گام به گام فرزندتان در دوران بلوغ است. آنها روزی به یک مرد یا زن بالغ و بزرگسال تبدیل خواهند شد تا به آنها افتخار کنید.

اجازه ندهید از تعهد شانه خالی کند. کودکی سن شروع یادگیری مسئولیت پذیری است و اگر کودک شما الان متوجه عواقب شانه خالی کردن از مسئولیت نشود، احتمالا در بزرگسالی نیز متوجه نخواهد شد.

با آنها بحث نکیند، اگربه این نتیجه رسیده اید که باید رفتار اشتباه فرزندتان را درست کنید و آنها با کج خلقی می پرسند: چرا؟ دلیلی ندارد وارد بحث شوید، چون هیچ وقت به نتیجه نمی رسید.

فرصت صحبت کردن با او را از دست ندهید. بعضی ها فکر می کنند که برای صحبت کردن با فرزندشان باید از قبل برنامه ریزی کنند و چون وقتی پیدا نمی کنند، هیچ وقت این اتفاق نمی افتد، حتی در فرصت های کوتاهی که دست می دهد، با او صحبت کنید.

تا جایی که می توانید بر سر فرزندتان فریاد نزنید، فریاد زدن، رابطه کم شما با فرزندتان را قطع می کند و شما می مانید و فرزندی که دوست ندارد با شما حرف بزند، چون می ترسد بر سرش فریاد بزنید.

عنوان مجله:   پدر و مادرها (همشهری بچه ها)   شماره  3

منبع: جهان آموزش     http://lwi.blogfa.com/


برچسب‌ها: پدر , کودک , فرزند , مسئولیت پذیری , والدین ,
تاریخ : جمعه 21 شهریور 1393
نویسنده : انجمن مجازی معلمان ایران
تاریخ : سه شنبه 17 تیر 1393
نویسنده : حمیــد یـوسفیـان
جملات بسیار زیبا از حسین پناهی
 
می‌خواهم برگردم به روزهای کودکی....
 
آن زمان‌ها که پدر تنها قهرمان بود
 
عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
 
بالاترین نــقطه‌ى زمین، شــانه‌های پـدر بــود
 
بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادرهای خودم بودند
 
تنــها دردم، زانوهای زخمـی‌ام بودند
 
تنـها چیزی که می‌شکست، اسباب‌بـازی‌هایم بـود
 
و معنای خداحافـظ، تا فردا بود!
 
 
چند وقتی است آسمان هم بخیل شده است
 
 
انگار گرد مرگ را در زمین خدا پاشیده اند
 
اما نه
 
این زمین خدا نیست
 
زمین خدا پاک بود
 
آلوده اش کرده ایم.
 
آسمان را در جستجوی ابری کاویده ام
 
قدیسه ی من!
 
خورشید را پنهان کن و آب بیاور
 
برای ارواح برزخ نذری کن
 
شاید قبول شود و باران ببارد
 
زمین سوخته دلم ترک برداشته است
 
تو باران شو و بر من ببار
 
تو می توانی اشک آسمان را دربیاوری؟
 
شب که بخوابیم آیا دوباره صدای ترنم باران را روی سقف خانه مان خواهیم شنید؟
 
بالاخره خواهد بارید
 
می دانم دلش خواهد سوخت به حال ماها
 
اما نه بهتر است بگویم باران زده است
 
با آمدنت باران هم راه خود را به زمین باز کرد است
 
شمعی روشن کن
 
شاید دل ارواح برزخ بسوزد و رگه ای باران بفرستند
 
من تنها آرزو می کنم
 
شاید
 
خنکای صبح فردا را با نم تازه باران تجربه کنم



موضوعات مرتبط: ادبیات فارسی (متون ادبی، شعر، داستان ...) ,
برچسب‌ها: کودکی , پدر , مادر , احوال ,
آخرین مطالب
 

مجله مشاعره

مجله ریاضی

مجله سرگرمی

 
معلم لینک
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic