تبلیغات
انجمن مجازی معلمان ایران - مطالب دوره متوسطه دوم
انجمن مجازی معلمان ایران
تاریخ : پنجشنبه 23 مهر 1394
نویسنده :

 

 

افتتاح کانال تلگرامی

 

" خانه و مدرسه "

 

آموزشی، تربیتی و خبری

 

https://telegram.me/hs_channel

 

در صورت عدم امکان عضویت، تلگرام خود را به روزرسانی کنید.




موضوعات مرتبط: اخبار و اطلاعات مهم , دوره متوسطه دوم , دوره متوسطه اول , دوره دبستـانــی , پرورشی و تربیتی , مدیریت و معاونت ,
برچسب‌ها: خانواده , مدرسه , والدین , دانش آموز , تلگرام , تربیتی , خبری ,
تاریخ : چهارشنبه 28 مرداد 1394
نویسنده :

 

 

 

ظاهر و باطنش یکی است.

عاقل و دور اندیش است.

خیرخواه و انسان دوست است.

راز دار و امانت دار است.

خوش اخلاق و با ادب است.

در دوستی ثابت قدم است و با رسیدن به موقعیت های جدید، منش دوستانه اش تغییری نمی کند.

هر کمکی از او برآید دریغ نمی کند.

وفادار است و به عهد خود وفا می کند.

به دنبال مال و مقام دوست نیست.

در روزهای سختی و گرفتاری دوستش را ترک نمی کند.

خیانتکار، سخن چین، دروغگو، ترسو، بخیل، حسود، ظالم، ستمگر، بداخلاق و تن پرور نیست.

منبع:  بروشورهای اشاره (دوست، فرزند، خانواده)  




موضوعات مرتبط: دوره متوسطه دوم , دوره متوسطه اول , دوره دبستـانــی , دوره پیش دبستانی , روانشناسی و مشاوره , پرورشی و تربیتی ,
برچسب‌ها: دوست , وفاداری , صداقت , عاقل , خوش اخلاق ,
تاریخ : یکشنبه 4 مرداد 1394
نویسنده :

 

نماز غریبانه

راوی:  فریبرز خوب نژاد

در عملیات بدر اسیر شدم. مجروح بودم و مرا روی برانکارد به وادی اسارت می بردند. اواخر اسفند 63 ما را – که حدود دویست و پنجاه نفر بودیم – از صبح به این طرف و آن طرف برای بازجویی های مکرر می بردند. نزدیک غروب ما را به یک پادگان آموزشی انتقال دادند و دست بسته همه را در میدان صبحگاه روی زمین نشاندند و من را با چند نفر دیگر که فلج بودیم، در گوشه ی پادگان، کمی دورتر از جمع بر زمین گذاشتند.

همه نگران بودیم که مبادا نمازمان قضا شود. دست ها بسته بود و نیروهای عراقی همه را احاطه کرده بودند.

ناگهان، در همان سکوت اضطراب آمیز و تردید حزن آلود یکی از بچه ها با صدای بلند گفت: برادران، نماز فراموش نشود.

یکباره چشم های نگران، از شادی درخشید. گرچه، نه می شد وضو گرفت و نه تیمم، اما در آن نماز غریبانه، همه غرق در ذکر خدا، اشک می ریختند. حالت معنوی خاصی در آن فضا حاکم شده بود. من که دورتر روی زمین دراز کشیده بودم، این صحنه را بهتر می دیدم. افسران و سربازان عراقی هم سکوت کرده، به بچه ها نگاه می کردند. آن نماز، روح ما را در چشمه ی زلال امید به خدا، شستشو داد.

عنوان کتاب:  قصه نماز آزادگان

نویسنده:  عبدالحمید رحمانیان




موضوعات مرتبط: دینـی و مذهبـی , دوره متوسطه دوم , دوره متوسطه اول , دوره دبستـانــی , دوره پیش دبستانی ,
برچسب‌ها: نماز , اسیر , قصه , داستان ,
تاریخ : یکشنبه 28 تیر 1394
نویسنده :
 

 


آخرین مطالب
 

مجله مشاعره

مجله ریاضی

مجله سرگرمی

 
معلم لینک